![]() |
![]() |
|
| مجموعه اندیشه های رهام |
|
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 18:3 توسط سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 18:15 توسط سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) |
|
|
کاج زمستانی
از باغ می برند تا چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف به این رها شدن دل مبند این بار می برند که زندانی ات کنند ای گل گمان مبر به شب جشن میروی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند رهام آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ست که قربانی ات کنند |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم مهر 1388ساعت 14:22 توسط سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) |
|
|
بنام بارنده باران
امروز چه زود دیر شد ۰۰۰۰تابستان با همه زیبائیش با همه سبزیش ۰۰و نگاه مستانه اش نرمک نرمک با ما وادع کرد لیک خورشید رخشان هماره نور امیدش و گرماي جان بخشش را زياران دريغ نكرد همچنانكه پائيز زيبا و دل انگيزاز همان بدو ورود در كلام و سلامش با قطرات زندگي بخش باران لطافت و ترنم باران را به طبيعت زيبا ارزاني نمود آري امروز اولين بارش باران اولين رويش شبنم از دل پر بغض ابرها كه از دوري ياران به تنگ آمده بود بچشم ديدم ۰چشم نيز دريغ نكرد و اشگ خود را بر برگ متبسّم رز هديه نمود بارش قطرات باران بر روي برگهاي ملوّن و بر خوشه هاي زيباي انگور كه همچون مرواريد ميدرخشيدند ديده شد چه زيبا بود درخشش حبابهاي باران كه بر سينه آب حوض آبي ميخورد و آهنگ خاصي را مينواخت كه ماهيهاي طلايي و قرمز حوض رابرقصيدن وا ميداشت آري انگار روز سرور طبيعت را جشن گرفته بودنند نزديك غروب است بوي نم خاك ز كوچه باغ عادت به مشام ميرسد چه معطر و چه دل انگيز مينوازد دست طبيعت را بلبلان چه عاشقانه ميخوانند و رسيدن بهار عرفا را به طبيعت شادباش ميگويند وبه گوش درختان زمزمه ميكنند كه براي زدودن رخت خويش از تن آماده باشند زمين چه تشنه است ۰دمي نميگذرد كه آثاري از قطرات باران بر جاي نميماند در دل خاك فرو ميرود ۰تا ره تنفس را بگشايد اي آدمي همچو باران باش۰ و تنفس ديگران را ره گشاي باش چه زيبا خواهد بود كه اگر آدمي نيزهمچو باران سيل نعمات خدواندي را كه به او عطا گرديده همچو اسمان۰ كه دريغ ندارد ز باريدن بر دل ياران دريغ نميكرد لطف خويشرا و شاديهايش را با ديگران تقسيم ميكرد چه زيبا ميشد كه لبخند هماره بر چهره همگان بود چه زيبا خواهد بود گوشه اي از لطف و كرم خداوندي در سفره ديگران نيز چيده ميشد چرا كه كليد خوشبختي هر كس در دست خوشبخت نمودن ديگران است كم نگردد ز درياي رحمت ۰۰۰كه ببخشي ز نعمت رحمان به رفعت به اميد درخشش خورشيد زندگي و بالندگي بشر و بشريت در عرصه روزگار و عاري بودن جهان از هر گونه نفرت از هر گونه شر از نوع بشر دور نباشد آنروز دور نباشد ار آدمي با چشم بصير كور نباشد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 20:22 توسط سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) |
|
|
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 18:44 توسط سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) |
|
|
||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 20:59 توسط سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 19:37 توسط سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:29 توسط سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) |
|
|
|||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 9:41 توسط سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) |
|
|
|||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 19:9 توسط سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
همفکری با یاران استفاده از نظریات آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
درد دلهاي روز بصورت اشعار در انتظار جمعه دوبیتی ها تک بیتی شعر نو انگاره های روشنگر زندگی ضرب المثلها |
| نویسندگان |
|
سید ذبیح ا000قاسمی(رهام) رهام |
|
RSS
|